سپيد و سياه
غم این پیکر فرسوده مخور
قصه ام بشنو و از یاد ببر
بهر من غصه بیهوده نخور
..
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
تو به هر جا در پناهی
من به دنیا بی پناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم
تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدی
نه قراری نه دیاری که برام رو بگذارد
به چه شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم
چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
گنه تو بی گناهی
بی گنه غرق گناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی نا امیدم
تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم
..
شوق بودن بوده تنها اشتباهم ، اشتباهم
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
گنه تو بی گناهی
بي گنه غرق گناهم
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبركن و گوش به من كن
گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
رفتي توخداپشت و پناهت به سلامت
بگذاربسوزددل من مساله اي نيست
.................
توكه ازمن دل بريدي
دلتو ازمن نگير
توكه عاشقم نبودي
عشقتو از من نگير
عاشقتم دوستت دارم توقلبمي
حس مي كنم هميشه تووجودمي
.................
بيا با هم سر بديم نغمه سادگي رو بخونيم ترانه عشق و دلداگي رو
بيا قول بديم به هم اگرم شديم جدا قلبامون به يادگار بمونن به نزد ما
قلب من براي تو‘قلب تو براي من دوتامون بشيم يكي ‘عين يك روح تو دو تن
.................
من نيستم چون ديگران
بازيچه چون بازيگران
از لابه لاي خون خود
تيغ كشم بر اين زمان
.................
صفا و صلح و يكرنگي در اين عالم قديمي شد
توقع از مونس و همدم در اين عالم قديمي شد
به گرد شهر ميگردم كه يك ادم كنم پيدا
به جان حضرت ادم كه ادم هم قديمي شد
.................
اي كه تويي همه كسم بي تومي گيره نفسم
اگرتوروداشته باشم به هر چي مي خوام مي رسم
وقتي تونيستي قلبموواسه كي تكرار بكنم
گلهاي خواب الوده روواسه كي بيداربكنم
عزيزترين سوغاتيه غبارپيراهن تو
عمردوباره ي من ديدن وبوييدن تو
.................
فكركردم اسمان رامي توان تسخيركرد
اب اقيانوس رابااه خودتحقيركرد
فكركردم رفتنت رامي توان ازيادبرد
هيچ دانستي دلم رارفتن توپيركرد؟
.................
ابروقتي مي ميردكه خورشيدجلوگاه ان شود
ابروقتي ميگريدكه غم واندوه تمامه وجودش راگرفته باشد
صداي پاي رهگذر وقتي به گوش مي رسد كه فصل پاييزباشد
و انسان وقتي از فكر فارغ مي شود كه بميرد
و دنيا وقتي نابود مي شود كه خالق ان تصميم بگيرد
اما چيزي كه هرگز نميميرد
قلبي است كه تو را دوست دارد
.................
وه که از سوز درونم خبري نيست تو را
در غمت مُردم و با من نظري نيست تو را
بر سر کوي تو فرياد که از راه وفا
خاک ره گشتم و بر من گذري نيست تو را
دارم آن سر که سرم در سر و کار تو شود
با من دلشده هر چند سري نيست تو را
.................
لاله رويي بر گل سرخي نگاشت کز سيه چشمان نگيرم دلبري
از لب من کس نگيرد بوسه اي وز کف من کس ننوشد ساغري
ناگهان باد صبا دامن کشان سوي سرو و لاله و شمشاد رفت
فارغ از پيمان نگشته نازنين با نسيمي برگ گل بر باد رفت
خنده زد گل بر رخ دلبند او کان چنان بر باد شد سوگند او
ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي
خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند
چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو ميگذارند؟ چون كار از محكمكاري عيب نميكنه
آخرين دنداني كه در دهان ديده ميشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي
چطور ميشود چهارنفر زير يك چتر بهايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند
اگر سر پرگار گيج برود چه ميكشد؟ بيضي
چرا لكلك موقع خواب يك پايش را بالا ميگيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، ميافتد
چرا دود از دودكش بالا ميرود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چیه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون
فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق
چه طوري زير دريايی بعضيها رو غرق ميکنن؟ يه غواص ميره در میزنه
ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بيهنر داده است
خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچگوشتي بره
اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت ميكند چيست؟ مورچهاي است كه شلوارلي پوشيده
بعضيها را چگونه براي هميشه ميشود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مينويسم: «لطفاً بچرخانيد
چرا بعضيها هميشه 18 تايي به سينما ميروند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود
چرا بعضيها با دو دستشان دست ميدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند
چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نميشه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره


