تبليغاتX
مــیــم مـثـه مهربونی
مي دونم ....... خوب مي دونم

 

 

مي دونم خطا نکردم مي دونم


مي دونم وفا نکردي مي دونم


ميدونم دلم شکست خوب مي دونم


خاطراتت داره داغون مي کنه


غم و غصت داره ويرون مي کنه


آخه تنهايي يه درد عزيزم


وداع کردنت يه مرگ عزيزم


مي دونم چشمام ديگه اشک نداره


مي دونم دلت برام جا نداره


مي دونم تنها شدم تو ادما


حتي عشقم ديگه معنا نداره


يادته برام ميمردي يادته


يادته با هم مي خونديم يادته


يادته تو شباي باروني تو مي گفتي عشقمون آخر نداره


نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان 1385 در ساعت 7:55 بعد از ظهر
لينك ثابت |
چه زيباست !

از گورخري پرسيدم:

«تو سفيدي، راه راه سياه داري، يا اين كه سياهي، راه راه سفيد داري؟»

گورخر به جاي جواب دادن پرسيد:

«تو خوبي، فقط عادت بد داري، يا بدي و چند تا عادت خوب داري؟

ساكتي، بعضي وقت‌ها شلوغ مي‌كني، يا شيطوني بعضي وقت‌ها ساكت مي‌شي؟

ذاتاً خوشحالي، بعضي روزها ناراحتي، يا ذاتاً افسرده‌اي بعضي روزها خوشحالي؟

لباسهات تميزن، فقط پيرهنت كثيفه، يا كثيفن و شلوارت تميزه؟

و گورخر پرسيد و پرسيد و پرسيد و بعد رفت

ديگه هيچوقت از گورخرها درباره راه راهاشون چيزي نمي پرسم!

1- گورخر يك استعاره است از همه چيزهايي كه سفيدند با فاصله‌هايي سياه يا سياهند با فاصله‌هايي سفيد.

2- فاصله‌ها هميشه لازمند. سفيد يكدست كسل‌كننده است و چشم را مي‌زند سياه يكدست هم دلگير

است و خسته‌كننده. سفيد وقتي فاصله‌اي بين سياهي مي‌اندازد، چشم نواز مي‌شود، فاصله‌هاي

سياه هم جاذبه‌هايي مي‌آفريند و شوق عبور ايجاد مي‌كنند كه به دنبال هر لحظه سياه يك اميد سفيد مي‌آيد.

3- گورخر آميزه‌اي از فاصله‌هاي سفيد و سياه است. اين تويي كه آن را سياه با راه راه سفيد يا سفيد با

راه راه سياه مي‌بيني

4- سوال تو از هر كس، همان سوال او از توست. تو هميشه خوش اخلاقي، بعضي وقت‌ها بداخلاق يا

هميشه بداخلاقي، بعضي وقت‌ها خوش اخلاق؟

5- پيام اين حكايت اين است كه سوال‌هايت را از خودت بپرس. جواب آن‌ها در درون توست.

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ سه شنبه دوم آبان 1385 در ساعت 1:19 بعد از ظهر
لينك ثابت |