مــیــم مـثـه مهربونی
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
• عاشقانه

در سر بجز از عشق هوای دگرم نيست
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ پنجشنبه هفتم دی 1385 در ساعت 11:44 بعد از ظهر
لينك ثابت |
• ديگه نمی تونم

وقتی که آمدم، دلم از هر چه آشنایی بود شکست...
دیگر امروز شکسته ام، هم از سردی روزهای پس از جدایی، هم از غرور نوجوانی .
نمی توانم چون دیروزها به طلوع سپید پس از غروبی دلتنگ امیدوار باشم.
سر در گم کوچه های غربت زده را می نوردم و آخرین گام های
حیـات خویش را بر جاده خاکی آرزوهایم می نهم .

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ دوشنبه چهارم دی 1385 در ساعت 9:47 بعد از ظهر


