
زيباترين سخني که شنيدم سکوت دوست داشتني تـــــو بود
زيباترين احســاساتم گفتن دوست داشتن تـــــــو بود
زيباترين انتظار زندگیم حســــــــــرت ديدار تو بود
زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود
زيباترين هديه عمــــــرم محبت تو بود
زيباترين تنهاييم گريه براي تــو بود
زيباترين اعترافم عشق تو بود

قبله من
چه قدر ساده و آرام ،
چه قدر صبور و صميمي ،
تو در من آميختي .
باور کن تو را در اولين نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گريه نرسيده سلامم دادي .
بعد ...
من ماندم و دستان پر دعايي
که به آسمان پر استجابت چشمانت آويخته شد.
اصلا بيا و تو بگو ...
تو بگو کدامين سو قبله ي من است !؟

يك صدا براي من
و يه دوستت دارم براي تو
يك نگاه براي من
و يه دنيا قشنگي براي تو
يه بوسه براي من
و يه آغوش مهربوني براي تو
يه جاي بزرگ تو قلبت براي من
و يه خونه به اندازه همه دنيا براي تو
يه لبخند مهربون براي من
و يه عاشق همزبون براي تو
دستهاتو بده به من تا پروانه شم
بيا با هم بپريم كه از الان همه آسمون براي تو

صدايم در برابر صدايت بي صداست
چشمانم در برابر چشمانت نابيناست
خنده هايم در كنار خنده هايت خاليست
پس بدان بي تو هيچم
تنهايم نگذار تا با تو هم آواز شوم

بگذار ان باشم
كه در كوهساران با تو گام بر مي دارد
بگذار ان باشم
كه در كنار تو گل ميچيند
بگذار ان باشم
كه از ژرفاى احساسات خود به او مى گويى
بگذار ان باشم
كه راز هايت را به او می گويى
بگذار ان باشم
كه در غم به سوى او مى روى
بگذار ان باشم
كه در شادى همراه او مى خندى
بگذار ان باشم
كه تو عاشقش هستى !

به سرم زده
به خاطره هايت سري بزنم
آخر اين روزها اتفاقي برايم تکرار مي شوي
چه اينجا
در بعد دلتنگ اين اتاق
چه آنجا در محل کار تو
نمي داني چقدر نجيب است خاطر ه ات
بلند و رويائی است
مثل تر شدن گونه گل مهتاب
اين روزها
عجيب به فکر تکرار هوايم
در هواي بي هوا يي تو
فريبم نده با مهربانيت
با چشمهاي درخشانت
شکل بعد از ظهر خاطره ها
آتیشم مي زند


