تبليغاتX
مــیــم مـثـه مهربونی
سکوت

 

و به هنگام وداع

چشمهامان تر بود

در پس پرده اشک

تو و دنیای خلوص

من و دنیای ریا

و تو لبخند زدی

که هم امیخته شد با اشکت

اشک شوقت لب خندان تو زیبا می کرد

من به تو خندیدم

طرحی از خنده به لب

عاشقانه تو مرا بوسیدی

دست پر احساست

بدن غرق گناهم بفشرد

من تو را بوسیدم

دست الوده من

چه ریاکار تو را لمس نمود

در پس پرده اشک

تو مرا پاک نگاه می کردی

پاکی از اشک تو بود

ای تو دریای پر از عشقی پاک

ای همه سادگی و راستی و مهر و صفا

چشمهایت ز درون تو حکایت می کرد

عاشقانه به چه شرمی تو نگاهم کردی

من چه بی شرم تو را می دیدم

چشمهایم همه لبریز دروغ

سعی در پوشیدن اسرار درونم می کرد

و تو با ذهنی پاک

رفتی و من ماندم

خاطری سخت غمین

با خودم سخت جدلها کردم

حال چشمانم

واقعا گریانند

و تو را می طلبند

پاک ، صمیمی، عاشق .....

بارها شكستم ....

پشت درهایی که آخرش می رسد به نگاه تو

بارها شکست قلبم

صدای شکستنش بلند بود........خیلی بلند

نمیدانم چرا کسی نشنید صدایش را

ولی بعد از شکستنش فقط یک صدا بود که او شنید

آری او صدای قطره اشکم را شنید

شنید وسکوت کرد.....سکوت

قلبم شکست.........قلبم شکست

بارها خود را در تکه هایش دیدم

بارها صدای امدن پایت را صدای خش خش برگ ها را شنیدم

از چیزی بگویم که سالها پشت درها مانده

اینک تنهایم

پشت همان درها

تنهایی را درک می کنم

و صدایم را چنان در گلویم می فشارم

که دیگر شکستن تکه های قلبم را نمی شنوم. . .

اما میشنوم هنوز صدای افتادن قطره اشکم را

کاش او هم می شنید و باز سکوت می کرد

سکوت می کرد

سکوت

س ک و ت

من سکوتش را دوست دارم.

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ جمعه بیست و هشتم تیر 1387 در ساعت 5:45 بعد از ظهر
لينك ثابت |
دلم براي کسي تنگ است ...

دوستت دارم

 

دلم براي کسي تنگ است

که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

دلم براي کسي تنگ است

که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند
 
دلم براي کسي تنگ است . .

ميخواهم آرام سر بر سينه ات بگذارم

ميخواهم صداي طپش قلبت مرا به خوابي آرام و رويائي فرو برد

با نگاهت در سکوتي لغزان غوطه ور شوم

ولي اگر چنين شود و قلب کوچک تو کلبه من شود ......

اري

من دوستت دارم

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ جمعه بیست و یکم تیر 1387 در ساعت 0:55 قبل از ظهر
لينك ثابت |
برای دوست داشتن

 

من با احساسی نا آرام به تو خواهم گفت دوست داشتن پنهانی ام را

زیبایی جمال تو حس سرد مرا تحریک کرد

بر غرورم به خاطر تو غلبه خواهم کرد.اه بله!

عشق تو مقصود قدرتت را به من فهماند

با اینکه زمان نوجوانی گذشته،اما من عاشق خواهم شد

آه درخشندگی این روزگار پست شده و کمرنگ شده است

آن دختر در همه چیز تک است

همیشه به ازدواج با او فکر می کنم

من با احساسی نا آرام به تو خواهم گفت دوست داشتن پنهانی ام را

زیبایی جمال تو حس سرد مرا تحریک کرد

در لحظه اول نمی دانستم،اما الان می توانم احساس کنم تو پرنس منی!

در این جهان من فقط با تو پیوند می دهم

بیا با هم پیوند یابیم

بر غرورم به خاطر تو غلبه خواهم کرد

عشق تو مقصود قدرتت را به من فهماند

من با احساسی نا آرام به تو خواهم گفت دوست داشتن پنهانی ام را

زیبایی جمال تو حس سرد مرا تحریک کرد

بر غرورم به خاطر تو غلبه خواهم کرد

عشق تو مقصود قدرتت را به من فهماند

زیبایی جمال تو حس سرد مرا تحریک کرد

تو را دوست دارم

اما بلد نیستم این علاقه رو بهت نشون بدم

تو را دوست دارم

اما نمی توانم رضایتت رو جلب کنم

تو را دوست دارم

اما نمی توانم مانع ناراحتی و دلتنگی تو شوم

تو را دوست دارم برای دوست داشتن

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 در ساعت 8:19 بعد از ظهر
لينك ثابت |