
درد من عاشقيست
درد من عاشقيست ، احساسم در اين روزها دلتنگيست!
دردي در سينه ام دارم که تنها قلبم ميداند !
احساسي در قلبم دارم که تنها خدا ميداند !
اين روزها دلم بدجور هوايت را کرده است ، دلم برايت تنگ شده است!
خيلي برايم عزيزي عزيزم ، تا تو را دارم هيچ غمي جز غم دوري ات در دل ندارم!
کاش در کنارم بودي ، کاش بودي تا ديگر هيچ غمي در دل نداشتم !
نياز من در کنار تو بودن است ، آرزوي من هميشه با تو بودن است !
خسته نمي شوم از دلتنگي اما شايد لحظه اي تنها دلشکسته شوم!
مي سازم با اين لحظه هاي دور از تو بودن و ميگذرانم اين لحظه هاي نفسگير را!
از من خواسته بودي هيچگاه اشک نريزم ، راستش را بخواهي اينک چشمانم پر از اشک است !
چشمم مثل قلبم صبور نيست! زود مي شکند و زود دلش هواي ديدن تو را ميکند!
درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !
با درد عشق سوختم ، با لحظه هاي دلتنگي ساختم ، عاشق ماندم و عاشقانه با يادت زندگي ميکنم !
در لحظه هاي دلتنگي در گوشه اي مينشينم و به تو مي انديشم ...
دلم بدجور بهانه ميگيرد ، تو مال مني اما در کنارم نيستي !
درد من عاشقيست ، دردي که دواي آن فقط تويي !
بيا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!
در اين لحظه هايي که در کنارم نيستي دلم تنها تو را ميخواهد !
تنها تو ميتواني درد دلم را درمان کني !


