تبليغاتX
مــیــم مـثـه مهربونی
درد عشق

درد عشــــــــــــــــق

درد من عاشقيست


درد من عاشقيست ، احساسم در اين روزها دلتنگيست!


دردي در سينه ام دارم که تنها قلبم ميداند !


احساسي در قلبم دارم که تنها خدا ميداند !


اين روزها دلم بدجور هوايت را کرده است ، دلم برايت تنگ شده است!


خيلي برايم عزيزي عزيزم ، تا تو را دارم هيچ غمي جز غم دوري ات در دل ندارم!


کاش در کنارم بودي ، کاش بودي تا ديگر هيچ غمي در دل نداشتم !


نياز من در کنار تو بودن است ، آرزوي من هميشه با تو بودن است !


خسته نمي شوم از دلتنگي اما شايد لحظه اي تنها دلشکسته شوم!


مي سازم با اين لحظه هاي دور از تو بودن و ميگذرانم اين لحظه هاي نفسگير را!


از من خواسته بودي هيچگاه اشک نريزم ، راستش را بخواهي اينک چشمانم پر از اشک است !


چشمم مثل قلبم صبور نيست! زود مي شکند و زود دلش هواي ديدن تو را ميکند!


درد من ، درد تو است ، درد ما درد عشق است !


با درد عشق سوختم ، با لحظه هاي دلتنگي ساختم ، عاشق ماندم و عاشقانه با يادت زندگي ميکنم !


در لحظه هاي دلتنگي در گوشه اي مينشينم و به تو مي انديشم ...


دلم بدجور بهانه ميگيرد ، تو مال مني اما در کنارم نيستي !


درد من عاشقيست ، دردي که دواي آن فقط تويي !


بيا و با حضورت در کنارم مرا درمان کن!


در اين لحظه هايي که در کنارم نيستي دلم تنها تو را ميخواهد !


تنها تو ميتواني درد دلم را درمان کني !

 

نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ جمعه پانزدهم آذر 1387 در ساعت 1:35 بعد از ظهر
لينك ثابت |