مــیــم مـثـه مهربونی
مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود
• بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

در آغوشم بگیر ...
بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم
نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پایت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن
تنها تو را می خواهم
بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم ...
نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 در ساعت 10:26 بعد از ظهر
لينك ثابت |
• یادت نره دوستت دارم

نذار باور کنم تنهای تنهام
نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش یه ساله
برای دیدن روی تو پاشم
اگه تو باشی و دنیا نباشه
می شه با تو همه دنیا رو حس کرد
همه دنیا بیان و تو نباشی
دلم دق می کنه با این همه درد
تموم زندگیمو زیر و رو کن
که بی تو دل خوشی هام هم گناهه
خودت باش و من دیوونگی هام
فقط با تو دل من رو براهه
بذار باور کنم اینو که با عشق
حقیقت می شه تو افسانه باشه
میشه افسانه ها رو زندگی کرد
اگه حق با من دیوونه باشه
نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ جمعه بیست و نهم خرداد 1388 در ساعت 6:42 بعد از ظهر
• تقدیم به تو

سلام برتو ای بهارم سلام بر تو ای نگارم
تقدیم به تو که زیباترین تصویر زندگی منی عزیز دلم محبت را در پاکی نگاهت معنا کردم و
صداقت را در وجود مهربانت.تو را تا بیکران عشق دوست دارم خیلی بیشتر از خودم خیلی
بیشتر از زندگیم تو شدی معنی و مفهوم زنده بودن من رویا و آینده ی من .
گل همیشه بهارم مهربانم اگر بدانی که چگونه لحظه ها را می شمارم تا ببینمت و دنیا را
از شوق دیدنت سرشار از شادی کنم و به همه بگویم این عزیز دل من است عشق من
است دلیل گریه های شبانه ی من است .
ماه آسمان من می خواهم حرف دلم را به خدا بگویم :
خدایا عشق من ز من دور است تا وقتی که عشق او را در قلب دارم خاکم مکن .
نوشته شده توسط ســـــامــــــان در تاريخ چهارشنبه ششم خرداد 1388 در ساعت 3:55 بعد از ظهر


